۰ از ۵
(از ۰ نظر)
موجود

چند داستان کوتاه همراه با تحلیل 2

-آنچه در نهایت می‌شویم به کتاب هایی بستگی دارد که پس از تمام شدن کار استادان، تازه آن‌ها را شروع می‌کنیم. بزرگترین دانشگاه هر فرد مجموعه کتاب‌های اوست.
توماس کارلایل، نویسنده و ژورنالیست قرن نوزدهم

تعداد
%10
قیمت:
12000 تومان
تخفیف:
%10
قیمت:
10800 تومان

درباره کتاب:
این دومین مجلد داستان کوتاه همراه با تحلیل است که به برخی نویسندگان و داستان های شایسته ی دیگر می پردازد. چنانکه در پیشگفتار کتاب قبل هم اشاره کرده ام مدعی تحلیل و نقد نیستم. فقط نکاتی را آورده ام که شاید خواننده را در درک بهتر داستان یاری کند. این نکات متنوع است و چنان که گفتم بسته به نوع داستان فرق می کند. در مورد داستان اسقف می شد از زوایای مختلف نگاه کرد یا در مورد داستان گراهام گرین می شد شیوه تحلیل کالبد شکافانه در پیش گرفت اما به نظرم رسید که انتخاب زاویه ی دید روانشناختی در مورد داستان چخوف یا اشاره ای گذرا بر زندگی و افکار گرین در مورد داستان او، در درک نکاتی از داستان که مهم است یاری رسان خواهد بود و از این رو همین شیوه را انتخاب کردم. در مواردی که لازم آمد، بیشتر از آنچه باید روی نویسنده و اندیشه و اسلوب نگارش او درنگ کردم و آنجا که به نظرم لازم آمد کلیاتی را آورده ام که نویسنده و داستان هر دو را فرا گیرد. مانند کتاب اول تاکیدم بیشتر بر نویسندگی خلاق است تا ادبیات نظری.
بخشی از کتاب:
ساعت هشت شب بود و هوا تاریک شده بود و باران می بارید و آدم داشت یخ می زد. باد سروصدایی راه انداخته بود که نگو. انگار که توی یکی از این فیلم های ترسناک و پر از شبح و هیولا باشی و شبی رسیده باشه که قراره قتل و کشتار توش اتفاق بیفته. کنار توپ جنگی و بالای تپه تامسون ایستاده بودم و در حالی که داشتم از سرما یخ می زدم، نگاهم به پنجره جنوبی سالن ورزش بود که با نورافکن روشن شده بود و از دور خیلی آرام و بی سروصدا به نظر می اومد. درست مثل خود پنجره های سالن. البته ممکنه شما منظور این حرفم رو درست متوجه نشوید. چون تا حالا به یکی از این مدرسه های لعنتی و خسته کننده نرفته اید.
فقط کت دولایه ام تنم بود و دستکش نداشتم. پالتوی پشم شترم را یه شیرِ پاک خورده ای هفته پیش کش رفته بود و دستکش ها هم توی کت بود. پسر، واقعا سردم بود. توی این حال و روز فقط یه خل دیوونه اون جا وایمیستاد. یعنی خودِ من. من واقعا آدم دیوونه ای هستم. شوخی نمی کنم. البته درسته که پیچ و مهره های مغزم همچین درست هم کار نمی کنه ولی راستش در این موقعیت خاص اون جا وایستاده بودم تا مثل آدم بزرگ ها وداع با اون جا رو که مخصوص جوان ترها بود احساس کنم. همه مدرسه توی سالن بسکتبال جمع شده بودن که بازی با اراذل سکسون چارتر را تماشا کنن و اون وقت من اون بالا وایستاده بود بلکه بتونم احساس خداحافظی رو توی خودم به وجود بیارم.
همین طور سر جا ایستاده بودم ــ پسر، داشتم از سرما قالب تهی می کردم ــ و می خواستم خودم رو توی حالت خداحافظی نگه دارم. اول باید با خودم خداحافظی می کردم. خداحافظ کالفیلد. خداحافظ آی رذل اوباش! بعد خودم رو در حالتی دیدم که دارم نزدیک غروب، قبل از تاریکی هوا توی سرمای منجمدکننده دسامبر، با بولر و جکسون توپ بازی می کنم و جالب اینجاست که در همون حال هم یه حسی دارم مثل این که این آخرین دفعه ایه که با بولر و جکسون توی اون غروب یخ زده دسامبر داریم توپ را پاسکاری می کنیم…

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “چند داستان کوتاه همراه با تحلیل 2”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به کتابفروشی احسان در استان کرمانشاه می باشد.