۰ از ۵
(از ۰ نظر)
موجود

کتاب رستم نامه

-آنچه در نهایت می‌شویم به کتاب هایی بستگی دارد که پس از تمام شدن کار استادان، تازه آن‌ها را شروع می‌کنیم. بزرگترین دانشگاه هر فرد مجموعه کتاب‌های اوست.
توماس کارلایل، نویسنده و ژورنالیست قرن نوزدهم

قیمت:
9,000 تومان

داستان‌های عامیانه فارسی گنجینه‌هایی از مضمون، تمثیل، ضرب‌المثل‌ها و آداب و رسوم فارسی زبانان به شمار می‌روند. توجه به چنین گنجینه‌هایی، در اصل، پاسداشت فرهنگ و ادب کهن سرزمینی است به وسعت زبان فارسی. چه بسیار کسان که با خواندن این داستان ها با کتاب پیوندی همیشگی یافته اند زیرا این داستان ها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند با نثری شیرین و پر طمطراق با افسانه سازی و خیال پردازی خواننده را بر سر شوق می آورند و به خواندن ترغیبش می کنند.
در رستم نامه نبرد رستم پهلوان نامی ایران زمین با «افراسیاب»، عاشق شدن او به دختر شاه سمنگان، تهمینه، به دنیا آمدن سهراب و جنگ او با رستم، به دنیا آمدن فرامرز و جهانگیر، و نیز داستان سیاوش و دیگر داستان‌های مهیج شاهنامه به نثر آمده است. چه بسیار کسان که با خواندن این داستان‌ها به جرگه کتابخوانان پیوستند، زیرا این داستان‌ها که اغلب روایت پهلوانی و مردانگی و عشقند با نثری شیرین و با افسانه‌پردازی و خیالپردازی خواننده را بر سر شوق می‌آورند و به خواندن بیشتر ترغیبش می‌کنند. انتشارات ققنوس در چاپ جدید داستان‌های مجموعه ادبیات عامه با بهره بردن از نسخه‌های متعدد و با بکارگیری رسم الخط جدید، سعی نموده حتی‌المقدور نسخه‌ای به دور از لغزش‌ها و خوشخوان ارائه کند.
گزیده ای از کتاب:
گفتند:«از نسل کیان در کوه البرز یکی هست که او را کیقباد می گویند.»، زال گفت:«یکی را می خواهم برود او را بیاورد.»، هنوز سخن در دهن زال بود که رستم قد مردی راست کرد و گفت:«من می روم.» زال گفت:«تو هنوز طفلی، این اراده مکن.»، تهمتن گفت:«از نسل گرشاسب نباشم اگر کیقباد را از کوه البرز نیاورم و به تخت ننشانم.»، زال گفت:«ای فرزند، خدا یار تو باشد، برو.»
تهمتن لباس رزم پوشیده به رخش سوار شد، مرکب برانگیخت خود را بر آن شش هزار نفر زد، مقدمه ی لشکر را شکست داد، از منتهای لشکر به در رفت. مرکب می راند تا به دامنه ی کوه رسید. دره ی سبز و خرمی به نظر می رسید. در بالای کوه خیمه ای دید که جماعتی در آن نشسته اند. میان ایشان مردی دید چون آفتاب و تاج خسروی بر سر نهاده باده می کشد. آن جوان نظر نمود دید جوانی سوار در کوه می رود، امر نمود او را بیاورند. یکی از آنها به تهمتن سلام کرد و گفت:«در اینجا جوانی تو را می طلبد.»
تهمتن از اسب پیاده شد. کیقباد دست او را گرفت، پهلوی خود نشانید و احوال پرسید. تهمتن حال را باز گفت. کیقباد خندید و گفت:«آن دلاوری که می گردی منم.»

مشخصات کالا
سال انتشار

جنس جلد

سایز

انتشارات

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کتاب رستم نامه”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به کتابفروشی احسان در استان کرمانشاه می باشد.