۰ از ۵
(از ۰ نظر)
موجود

خانواده ی پاسکوآل دوآرته

تعداد
%10
قیمت:
20000 تومان
تخفیف:
%10
قیمت:
18000 تومان

نقد و بررسی کتاب خانواده پاسکوآل دوآرته
شاید آثار نویسندگان مختلف نظیر ارنست همینگوی تصویری گرم، زیبا و رمانتیک از کشور اسپانیا ترسیم کرده باشند. اما کتاب خانواده پاسکوآل دوآرته با قلم کامیلا خوسه سِلا این ذهنیت زیبا و جذاب را با خاک یکسان می‌کند و در مقابل چهره‌ای خشن آمیخته با خون و جنایت را همانندی پتک بر سر خواننده فرود می‌آورد. کامیلا خوسه سِلا تلاش کرده است کشت و کشتارهای اسپانیا را در یک دوره‌ی خاص با زبان هنر ادغام نماید و حقیقت تاریخ را با صداقت محض ثبت کند.
‌درباره‌ی کتاب خانواده پاسکوآل دوآرته اثر کامیلا خوسه سِلا
نفرت و جبر زمانه درون مایه‌ی اصلی رمان خانواده‌ی پاسکوآل دورآته است. شخصیت اصلی این رمان پاسکوآل نام دارد که مرتکب چندین فقره قتل است و اکنون در زندان به سر می‌برد. نویسنده با هنرمندی تمام فضای تاریک و خالی از امید سلول پاسکوآل را به تصویر کشیده است. تک گویی‌های مداوم پاسکوال و نامه‌نگاری‌های او با فردی خارج از زندان بیانگر فلسفه‌ زندگی و بینش اوست. اغلب نامه‌های او درباره‌ی تقدیر اجباری و قضا و قدر است.

تعلیق و عقب گرد از زمان حال به گذشته از مشخصه‌ی اصلی این رمان هیجان انگیز است. مذهب یکی دیگر از عناصر داستان است. اگرچه راوی فردی بدون مذهب است اما تلاش‌های بی حاصل او برای رهایی از تقدیرش ریشه در اندیشه‌های مذهبی ‌اش دارد. داستان روایتی ساده دارد و تلخ و تاریک بودن فضا را به خوبی به مخاطب القا می‌کند. به شکلی خواننده در پس هر کلمه منتظر یک فاجعه است.

کتاب « خانواده پاسکوآل دوآرته» از بهترین کتاب‌های قرن بیستم میلادی است اما در کمال تاسف آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. منتقدان این اثر را هم‌ارز کتاب «بیگانه» آلبرکامو دانسته‌اند و قلم خوسه سلا را مورد ستایش قرار دادند.
در بخشی از کتاب خانواده پاسکوآل دوآرته می‌خوانیم
پدر و مادرم به هیچ وجه با هم کنار نمی‌آمدند. بدعادت شده بودند. هیچ خوبی خاصی نداشتند و می‌توانستند تسلیم سرنوشتشان باشند. همه‌ی عیب‌هاشان را من بدبخت به ارث برده‌ام. طوری ساخته نشده بودند که بتوانند برای خودشان اصولی قائل باشند. طوری که هر زیر و بالایی, هرچه که بود. هرقدر هم که کوچک، طوفانی راه می‌انداخت که چندین روز ادامه داشت و پیدا نبود آخرش به کجا می‌کشد. معمولا من طرف هیچ کدامشان را نمی‌گرفتم. حقیقتش، برایم فرقی نداشت که کدامشان درب و داغان شود. گاهی خوشحال می‌شدم که مادرم آش و لاش می‌شود. گاهی هم پدرم. ولی هرگز از من خواسته نشد که به نفع یکی رأی بدهم.

مادرم سواد خواندن و نوشتن نداشت. پدرم داشت و از همین قضیه سواستفاده می کرد و هیچ فرصتی را برای به رخ کشیدنش از دست نمی داد و بیش تر وقت هاء حتی وقتی که ربطی هم به موضوع نداشت. مادرم را نادان بی سواد صدا می زد و همین یک کلمه مادرم را دیوانه می‌کرد. از کوره در می‌رفت و مثل مار به فس‌فس می‌افتاد. بعضی غروب‌ها پدرم روزنامه‌ای دستش می‌گرفت و به خانه می‌آمد و چه دوست داشتیم چه نداشتیم، هر دومان را توی آشپزخانه می‌نشاند و اخبار را برایمان می‌خواند. بعد هم نوبت اظهارنظر بود و وقتی که شروع می‌شد، تنم شروع می کرد به لرزیدن، چون هميشه مقدمه‌ی دعوا بود. مادرم برای این که جرقه را بزند می‌گفت توی روزنامه چیزی که به حرف های او شبیه باشد نیست و هرچه می گوید از خودش درآورده. این حرف داد پدرم را درمی‌آورد. مثل دیوانه‌ها عربده می‌زد به اش می گفت عجوزه ی نفهم. هميشه هم آخرش فریاد می زد که اگر واقعا می دانست چه طور این حرف ها را مثل روزنامه ها سرهم‌بندی کند. امکان نداشت به فکر ازدواج با زنی مثل او بیفتد. حالا که دیگر جنگ راه افتاده بود مادرم به‌اش می گفت میمون پشمالو یا پرتغالی ریقو. پدرم هم انگار منتظر همین یک کلمه بود تا به جانش بیفتد. اوایل من هم بی نصیب نمی ماندم. اما بعد بنا به تجربه یاد گرفتم که تنها راه قسر در رفتن این است که خودت را درگیر معرکه نکنی. هرچه باشد این خرمحشر خودشان بود.

مشخصات کالا
جنس جلد

انتشارات

نوبت چاپ

سایز

مترجم

نویسنده

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “خانواده ی پاسکوآل دوآرته”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

کالاهای مرتبط

رفتن به بالای صفحه

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به کتابفروشی احسان در استان کرمانشاه می باشد.